دانشگاه علوم پزشکی ایران
Iran University of Medical Sciences
  • خدمات قابل ارائه
  • فراگیران
  • کارکنان

مهسا باغبانی - کارشناس واحد تغذیه رژیم درمانی در سیلیاک (قسمت اول)

 | تاریخ ارسال: 1398/4/15 | 
بیماری سیلیاک یا بیماری روده ای ناشی از حساسیت به گلوتن ،بیماری مزمن و التهابی است که علاوه بر دستگاه گوارش ،سایر اعضاء بدن را نیز به نحوی درگیر میکند ، به طوری که با علائم و نشانه های بالینی متعدد و مختلفی خود را نشان میدهد . این بیماری درسراسر جهان مشاهده می شود، ولی در برخی از کشورها شیوع بیشتری دارد. این بیماری حاصل تداخل گلوتن موجود درمواد غذایی ،سیستم ایمنی بدن،ژنتیک و عوامل محیطی است. بیماری سیلیاک در تمام سنین و در هردو جنس قابل مشاهده است. گرچه غالب این بیماری با علائم گوارشی تظاهر میکند ولی با تاثیر برسایر اعضاء بدن موجب بروز علائم خارج روده ای نیز می شود. در بیمارانی که با علائم سوءجذب مانند:
  • لاغری
  • بی اشتهایی
  • اسهال
  • نفخ و درد شکمی
  • خستگی
  • کم خونی
  • کمبود کلسیم
  • پوکی استخوان
مراجعه می کنند ، باید تشخیص بیماری سیلیاک را در نظر داشت. هرچند که برخی از بیماران سیلیاکی با ابتلای سایر اعضا از جمله :
  • پوست
  • اعصاب
  • کبد
  • تخمدان
یا با علائمی نظیر لنفوم روده باریک یا بیماری های خود ایمنی مراجعه می کنند.

در صورت شک به بیماری سیلیاک اولین قدم در خواست آزمایشات سرولوژیک است و در صورت مثبت بودن باید نمونه برداری از روده باریک صورت گیرد.

در صورت مشاهده علائم کلاسیک بیماری،تشخیص براساس یافته های بالینی و شواهد سرولوژیک آسان خواهد بود.درحالی که در برخی از موارد ، بیماری به صورت خاموش است و شاید تنها علائم غیر معمول بیماری
 مانند:
  • التهاب مفاصل
  • اختلالات عصبی
  • ضایعات پوستی
  • نازایی
مشاهده شود.
علائم بیماری سیلیاک
  1. دفع گاز
  2. درد و نفخ شکمی عود کننده
  3. اسهال مزمن
  4. یبوست
  5. مدفوع رنگ پریده، بدبو یا مدفوع چرب
  6. احساس خستگی
  7. درد مفاصل یا استخوان
  8. کم خونی با علل ناشناخته یا کم خونی فقر آهن
  9. پوکی استخوان یا کاهش تراکم استخوان
  10. تشنج
  11. گرفتگی عضلانی
  12. عدم رشد کودکان
  13. رشد تاخیری
  14. ناباوری و سقط جنین
  15. زخم های آفتی دهان
  16. تغییرات رفتاری
  17. تغییر رنگ یا کاهش مینای دندان
  18. ضایعات پوستی خارش داربه نام هرپتی فرم
عوارض جانبی سیلیاک
  1. اختلال اعصاب محیطی ( کمبو ویتامین های گروه ب خصوصا ب۱۲)
  2. کمبود آهن ، ب۹،ب۱۲
  3. کمبود ویتامین دی و کلسیم
  4. شب کوری به دلیل کمبود ویتامین آ
  5. ادم (به دلیل کمبود پروتئین و آلبومین )
  6. ورم مخاط دهان و لثه
  7. افسردگی،صرع، میگرن
  8. التهاب میکارد قلب
  9. افزایش آنزیم های کبدی ، اختلال کبدی
  10. هموسیدروز ریوی ایدیو پاتیک

درمان بیماری سیلیاک
اساس درمان این بیماری ، رژیم غذایی فاقد گلوتن است که در آن کلیه مواد غذایی حاوی گلوتن می بایست حذف شوند. در بیشتر افراد، رعایت رژیم فاقد گلوتن سبب توقف علائم می شود و به دنبال رعایت رژیم فاقد گلوتن ، آسیب های ایجاد شده در روده کوچک ترمیم و از ایجاد آسیب های بیشتر جلوگیری می شود.  ترمیم پرزهای روده کوچک از زمان آغاز رعایت رژیم غذایی فاقد گلوتن شروع می شود و دوره بهبودی ،به طور معمول ۳تا ۶ماه خواهد بود. البته این دوره در بزرگسالان به ۱۲ سال هم می رسد.
 
گلوتن چیست؟
-گلوتن نام یکی از پروتئین های موجود در گندم ، جو ، چاودار می باشد.
وجود این پروتئین در رژیم غذایی افراد مبتلا به سیلیاک ، می تواند به آسیب روده کوچک منجر شود.

هیچ دلیلی وجود ندارد که بیماران سیلیاکی نتوانند غذاهای سالم بخورند .

غلات حاوی گلوتن
  1. جو
  2. عصاره مالت جو
  3. گندم
  4. نشاسته گندم
  5. سبوس گندم
  6. سمولینا
  7. چاودار
  8. نوعی گندم به نام تک دانه

دفعات مشاهده: 3240 بار   |   دفعات چاپ: 84 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر

روزگار کرونایی

 | تاریخ ارسال: 1399/7/10 | 

تهیه کننده : عاطفه نصیردیوانی - سوپروایزر آموزشی، مرکز فوق تخصصی شهید هاشمی نژاد




از ۲۰ اسفند کرونا اوج گرفت برای اینکه بیماران از دستم درنره ،تصمیم گرفتم یه گروه واتس اپی تشکیل بدم وهمه شون رو توگروه ادکنم. هرچی اطلاعات درزمینه سبک زندگی کرونایی مستند هست توگروه بزارم و اونا هرسوالی داشتن توصفحه شخصی ام ازمن بپرسن.
عالی شد اصلا فکرشم نمی کردم انقدر درگیرش بشم.از ۸صبح تا ۱۲ شب. همه اونایی که تودوره علائم بیماری بودن ،بامن ارتباط برقرار می کردن،انگارسالهاست همدیگه رو می شناسیم.حس شون عجیب بود ،هم دوست داشتن بیمارستان بستری بشن ،وهم دوست نداشتن .هم ازبیماری خیلی می ترسیدن وهم تو خونه احساس آرامش می کردن.اوناخصوصی ترین نقطه ضعفاشون رو با من درمیون می ذاشتن ،شاید بتونم کمک شون کنم.یکی شون می گفت من پانیک هستم واز فضای بسته می ترسم .تنها موندم خونه . ازدرودیوار می ترسم .گفتم برید بیرون یه ربع ،بیست دقیقه ای یه جای خلوت قدم بزنید. می گفت هرروز اینکا رو می کنه وحالش خیلی بهتره.
یکی شون پیام داده بود : ازامروز تنگی نفس دارم خیلی می ترسم، گفتم:پنجره روباز کنید نفس عمیق بکشید،نفس تون رونگهدارید و بشمارید.اینکارروچند بار در روز انجام بدید .اگه از شمارش تون کم نمی شه حالتون بهترمی شه نگران نباشید.
یکی دیگه شون می گفت:خانم من آدم مضطربی ام. تحت نظر روانپزشک هستم یه عالمه داروی اعصاب می خورم. مشکلی پیش نمی آد؟ گفتم نگران نباشید لیست داروهاتونو برام بفرستید میدم دکتر داروساز بالینی مون ببینن. بهتون خبر میدم.
تواین روزگار کرونایی پراسترس یکی از کارایی که آرومم می کرد،ارتباط با این بیماران بود. خودم سرشار از استرس بودم وهمه تلاشم رو می کردم که از استرس اونها کم کنم. احساس می کردم بعضی هاشون ارتباط یواشکی بامن برقرارکردن ،انگارکسی ازارتباط شون با من خبرنداره، و اونا دوست ندارن کسی بدونه. اونا استرس هاشون رو تو صفحه شخصی من تخلیه می کردن. شاید دوست نداشتن استرس هاشون رو به خانواده شون منتقل کنند، شاید اصلا دوست نداشتن که کسی بدونه اونا استرس دارن ودوست داشتن قوی به نظر بیان، یه حامی قوی که می تونه ازنگرانی های خانواده کم کنه. یک پدر در پیج شخصی:
-سلام خوبید پسرم چندماه پیش پیوند کلیه کرده .ضعف وبی حالی شدید داشت. دیشب تب کرد، آوردمش بیمارستان، سی تی ریه شد هم خودم هم پسرم هردوتامون کرونا گرفتیم. گفتن نیازی به بستری نیست. برید خونه بمونید. الان دوباره تب کرده.
-لگن آب ولرم بزارید، پاهاشو بزاره توش .مایعات زیادبخوره.
-تابحال دوبار سی تی ریه شده ببرم بازم سی تی بشه.
-نه اصلا،سی تی که درمان نمی کنه. یه کاغذ بردارید یه جدول بکشید یه ستون ساعت، یه ستون مقدارتب. ببینید چه جوری تغییر می کنه. خب خودتون چطورید؟ حال خودتون خوبه.؟ بقیه خانواده خوبن؟
-اونا تویه اتاق دیگه هستن. پیش ما نمی آن. خداروشکر حالشون خوبه. خودمو که دیگه یادم رفته.
-نگران نباشید. داروهای پسرتون رو برام بنویسید بفرستم برای داروساز بالینی مون نظرشون روبهتون می گم.
- سلام پسرم حالش خوبه. فقط شبا تب می کنه.
- ۴ روزه پسرتون تب دارن. داروسازمون گفتن بیاریدشون بیمارستان ،بستری بشن.
-آه ،نه،نه. توخونه درمانش می کنم.
-می شه زنگ بزنم با خودشون صحبت کنم.
-برای چی؟ بامن صحبت کنید.
-خواهش می کنم.
-باشه
زنگ زدم و امیررضا گوشی روبرداشت.
-سلام
-سلام
-خوبی امیررضا؟حالت چطوره؟
-خوبم.
-می شه حال واحوالت روبرام تعریف کنی؟چه جوریه؟
-تب که می کنم خیلی بی حال وبی رمق می شم. همین.
-موافقی بیای بیمارستان معاینه بشی؟ اگه لازم بود بستری بشی تا تبت قطع شه.
-نمی دونم. به نظرشماباید بستری بشم.
- بله .عزیزم .با خانواده صحبت کنید. حالتون خوب می شه نگران نباشید.این روزا می گذره.

بخش یستری:
-بچه ها امیررضا بستری شده؟
-بله. تواتاق ایزوله است.
-می خوام ببینمش. با اجازه تون رفتم تواتاقش. کنارتخت نشسته بود و داشت با موبایلش شماره می گرفت. به نظر بی حوصله می رسید.
-سلام امیررضا روشو سمت من کرد و ازجاش بلندشد. خدای من چشماش. اون نابینابود، ومن نمی دونستم. این همه مدت. چرا باید می دونستم. ذهنم داشت باخودش کلنجار می رفت، که صداش توسرم پیچید.
-سلام.خوبید؟ شما به من زنگ زدید گفتید بستری بشم؟خوب می شم؟
-بله خودمم. بهتری؟ صدات که بهتره؟ بایدیه خورده دیگه بمونی تاکاملا خوب بشی.
-اما من خسته شدم.
-صبر امیررضا، صبر دوای این مریضیه.
آروم نشست رو تخت وچیزی نگفت. از اتاقش بیرون اومدم. یه آقایی بلندقد وتاحدودی خوش قیافه، دم در بخش گفت: این باکس آب برا امیررضاس. رفتم جلو گفتم:سلام خوبید. شما باید پدر امیررضا باشید. به پهنای صورتش خندید:
-بله.شماخوبید؟ مشتاق دیدار.
-شماچطورید؟خوب شدید؟
-آره خودم که خوبم فقط امیررضا.
-نگران نباشید. اونم خوب می شه. صبرآقا صبر دوای این بیماریه.

امیررضا فردای اون روز ترخیص شد. تمام این مدت، مادر وخواهر امیررضا هرکدوم جداگانه بامن تماس داشتن. اونا هم نگران خودشون بودن که کرونایی نشن، هم نگران پسر خانواده و هم نگران پدر خانواده بودن. هیچکدومشون از ارتباط اون دیگری بامن خبر نداشت و لزومی هم نداشت که بدونن. مهم هدف از این ارتباط بود که تامین می شد. شماره زنگ می خوره با پیش شماره ۰۳۱ .خیلی تعجب کردم. گفت شماره منو ازیکی ازاقوامش درتهران گرفته. می گفت یه بچه سه ساله داره. همسرش راننده یه شرکته و تو تعطیلات عید هم سرکاره. بچه اش یه لحظه ازش کنده نمی شه. وسط صحبتاش سرفه های خشک داشت که مدام کلامش روقطع می کرد. گاهی هم نفس عمیق می کشید. تقریبا یک روز درمیون زنگ میزد وکلی حرف میزد. اززندگی تعریف می کرد اینکه رفته دکتر بهش دارو داده و داره مصرف می کنه. منم راجب سبک زندگی کرونایی براش صحبت می کردم، واینکه صبورباشه تاعلائم بیماری از بین بره. همش نگران بستری شدن بود، اینکه کسی رونداره که بچه اش رو پیشش بزاره. بهش گفتم هرزمان احساس نگرانی یاترس کرد به من زنگ بزنه، شرایطش روکنترل کنم وبهش بگم چکارکنه. می گفت به امید اینکه شما هستید، شبا خوابم می بره. فکر می کنم چون شما هستید من تنگی نفسم بدتر نمی شه. ومن می گفتم: معلومه که بدتر نمی شه. هفته دیگه این موقع حالت خوبه خوب شده. حالا می بینی. بهش گفتم: برای خیلی از آدما مثل یه سرماخوردگی ساده می گذره. مال شمام اینطوریه. چندروزی زنگ نزد. نگرانش شدم. نگران بچه اش شدم. بچه سه ساله اش. ۱۳ فروردین زنگ زد. بادیدن پیش شماره اش خیلی خوشحال شدم.
-سلام.چه خبر؟ خوبی؟ زنگ نمی زنی؟
-زنگ زدم. ازتون تشکرکنم و باهاتون خداحافظی کنم. اگه اجازه بدید شماره تون رونگهدارم؟ دیروز سی تی ریه انجام دادم.گفتن خوبی برودنبال زندگیت. فقط ازخونه بیرون نرو. اگه یه روزی ،یه وقت،توشرایط سختی گیرکردم، می تونم به شما زنگ بزنم.
-حتما حتما
خداحافظی کردیم. بدون اینکه ،نه من بدونم ،اون کیه ونه اون منو بشناسه .

عاطفه نصیردیوانی /سوپروایزراموزشی بیمارستان شهید هاشمی نژاد/ تیرماه ۱۳۹۹

دفعات مشاهده: 1954 بار   |   دفعات چاپ: 23 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر

روز جهانی ایمنی بیمار

 | تاریخ ارسال: 1399/6/26 | 

 تهیه کننده: شبنم ایزدی، دکترای مدیریت خدمات بهداشتی و درمانی، عضو هیئت علمی مرکز تحقیقات مدیریت بیمارستانی

 منبعوب سایت مرکز تحقیقات مدیریت بیمارستانی 


در ۱۷ سپتامبر ۲۰۲۰ سازمان جهانی بهداشت ،کشورها و شرکای بین المللی آن روز جهانی ایمنی بیمار را جشن خواهند گرفت. ۱۷سپتامبر در ۲۷امین مجمع جهانی سلامت در ماه مه سال ۲۰۱۹ بعنوان روز جهانی بیمار نام گذاری شد. روز جهانی ایمنی بیمار در راستای مجموعه ای از اجلاسهای سالانه جهانی وزیران در زمینه ایمنی بیمار که از سال ۲۰۱۶ در لندن آغاز شد، شکل گرفت.

اهداف کلی روز جهانی ایمنی بیمار عبارتند از ارتقای درک جهانی از ایمنی بیمار، افزایش مشارکت عمومی در ایمنی مراقبت های سلامت و اقدامات جهانی برای افزایش ایمنی بیمار و کاهش آسیب های بیمار. ریشه این روز کاملاً در اصل اساسی پزشکی استوار است – اصل اول، بیمار آسیب نبیند.
در حال حاضر همه گیری کووید-۱۹در میان بزرگترین چالش ها و تهدیدهایی است که جهان و بشریت با آن مواجهه است، و مراقبت سلامت بزرگترین بحران خود را در زمینه ایمنی بیمار تاکنون تجربه کرده است. سیستم های سلامت فقط می توانند با کارکنان سلامت کار کنند و برخورداری از نیروی انسانی آگاه، ماهر و با انگیزه برای ارائه مراقبت های ایمن از بیماران بسیار ضروری می باشد.

اهداف روز جهانی ایمنی بیمار ۲۰۲۰:
  • افزایش آگاهی جهانی درباره اهمیت ایمنی کارکنان سلامت و ارتباطات آن با ایمنی بیمار.
  • درگیر کردن ذینفعان و اتخاذ استراتژی های چندمنظوره برای بهبود ایمنی کارکنان سلامت و بیماران.
  • اقدامات فوری و پایدار کلیه ذینفعان بمنظور به رسمیت شناختن و سرمایه گراری کردن برای ایمنی کارکنان سلامت به عنوان یک اولویت برای ایمنی بیمار.
  • به رسمیت شناختن فداکاری و سخت کوشی کارکنان سلامت، به ویژه در مبارزه کنونی با کووید-۱۹.
نیاز به اقدام
سازمان جهانی بهداشت از همه ذینفعان می خواهد "برای ایمنی کارکنان سلامت صحبت کنند و نظراتشان را اعلام نمایند!
همه گیری COVID-۱۹ چالش های بزرگی را که کارکنان سلامت در حال حاضر در سطح جهانی با آن روبرو هستند برجسته کرده است. کار در محیط های پر استرس خطرات ایمنی برای کارکنان سلامت را تشدید می کند، از جمله نگرانی آلوده شدن و شیوع عفونت در مراکز درمانی، دسترسی محدود به ملزومات محافظت شخصی و سایر اقدامات پیشگیری؛ و خطاهایی که به طور بالقوه می تواند به بیماران و کارکنان سلامت آسیب برساند. در بسیاری از کشورها، کارکنان سلامت با افزایش خطرهای عفونت، خشونت، تصادف، انگ زدن، بیماری و مرگ روبرو هستند.

روشن کردن یک بنا به رنگ نارنجی
سازمان جهانی بهداشت در این شرایط بی سابقه، ترکیبی از فعالیتهای مجازی و سایر فعالیتها برای جشن گرفتن این روز در سپتامبر برنامه ریزی کرده است. علامت اصلی این کارزار جهانی روشن کردن بناهای یادبود، مکانهای دیدنی و مکانهای عمومی با رنگ نارنجی با همکاری مقامات محلی است. این حرکت همچنین نماد ادای احترام و تشکر از همه کارکنان سلامت است.

دفعات مشاهده: 486 بار   |   دفعات چاپ: 21 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر

تعامل کودک و طبیعت حلقه گم شده انسان معاصر( بخش اول)

 | تاریخ ارسال: 1399/6/24 | 


تهیه کننده : دکتر فرزانه سلیمانی - مسئول واحد آموزش و توانمندسازی، مرکز فوق تخصصی شهید هاشمی نژاد


زندگی در طبیعت تاثیر زیادی بر رشد جسمی و روحی در طول زندگی انسان ها دارد. کسب مهارت های شنا، کوهنوردی، ورزشی و همچنین فعالیت های دیگر موجود در برنامه های آموزشی در فضای باز تاثیر مثبتی بر ایمنی و مهارت های حفاظت از خود در کودکان دارد. تعداد زیادی از نویسندگان در پژوهشی اثرات مثبت آموزش در فضای باز را در تکامل فردی، اخلاقی، اجتماعی، وضعیت سلامتی و نحوه استفاده از وقت آزاد خود، به اثبات رسانده اند(بک[۱]، ۲۰۱۰).

منافع تعامل با طبیعت را می توان سلامت عاطفی و اجتماعی دانست، در عین حال طبیعت انعطاف پذیری انسان را افزایش می دهد و خطر ابتلا به چاقی و دیابت نوع ۲ را در همه گروه های جامعه کاهش می دهد. در حال حاضر دولت ها در سراسر جهان اهمیت گذراندن و صرف زمان فعال تر در فضای باز را به رسمیت شناخته اند(شارما برایمر و بلاند[۲]  ، ۲۰۱۶). کودکان در سنین ۶ تا ۹ سال نسبت به عناصر مختلف تشکیل دهنده ی طبیعـت و بـه خصـوص قسـمت هـای متحول و متحرک آن، یعنی گیاهان، جانوران، آب جاری، ابر، باد و امثال آن، توجه ذاتی دارنـد . یادگیری در فضای باز به شکل های مختلف به توسعه ی فردی، اجتماعی و عاطفی کودکان کمک می کند، که این موضوع می تواند از طریق کارهای گروهی، تیم سازی، توسعه ی مهارت های اجتماعی و ارتباطی صورت گیرد. به علاوه یادگیری در فضای باز بر ریسک پذیری و ماجراجویی[۳]، ترغیب و تشویق دانش آموزان به حرکت درمسیری فراسوی منطقه امن شان و تمرکز بر چالش ها و توسعه ی مهارت ها برای غلبه بر آنها تمرکز دارد. در انگلستان از یادگیری در فضای باز، خارج از چهارچوب کلاس درس، و فراتر از کلاس و در محل های یادگیری متنوع همچون فضاهای باز استفاده می شود (ولز و لکیز[۴]، ۲۰۰۶).

یکی از مهمترین عواملی که از یادگیری در فضای باز حمایت می کند، علاقه کودکان به فعالیت در باز است. دومین عامل ایجاد فرصت برای تجربیات ورزشی است، عامل بعدی انجام کارهای عملی، بودن درهوای تازه، حرکات فیزیکی و فرصت یادگیری خلاق برای کودکان است. به نظر معلمان از مهمترین عوامل پنهانی که مانع حضور کودکان در فضای باز می شود می توان به کمبود زمان، کمبود فضاهای باز، کمبود وسایل ضروری برای یادگیری در فضای باز و کمبود معلمان با تجربه و با دانش اشاره کرد. عدم ایمنی نیز موردی بود که معلمان درباره خطرات حشرات، سگ های ولگرد و محیط های نامناسب و خطرناک صحبت کردند.همچنین معمان سن و سال کودکان را برای سازماندهی یادگیری در فضای باز دشوار عنوان کردند(تولینگ، یون و یوگاست[۵]،۲۰۱۸) 
 
 

  منابع

- Wells, N. M., & Lekies, K. S. (۲۰۰۶). Nature and the life course: Pathways from childhood nature experiences to adult environmentalism. Children Youth and Environments, ۱۶(۱), ۱-۲۴.
- Becker, P. (۲۰۱۰). Encountering, experiencing and exploring nature in education. Encountering, Experiencing and Exploring Nature in Education, ۲.
- Sharma-Brymer, V., & Bland, D. (۲۰۱۶). Bringing nature to schools to promote children’s physical activity. Sports Medicine, ۴۶(۷), ۹۵۵-۹۶۲.‏
- Tuuling, L., Õun, T., & Ugaste, A. (۲۰۱۹). Teachers’ opinions on utilizing outdoor learning in the preschools of Estonia. Journal of Adventure Education and Outdoor Learning, ۱۹(۴), ۳۵۸-۳۷۰.
 


[۱] Becker
[۲] Sharma-Brymer & Bland
[۳] adventure
[۴] Wells & Lekies
[۵] Tuuling, Õun & Ugaste

دفعات مشاهده: 578 بار   |   دفعات چاپ: 28 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر

سوگ و مدیریت آن در عصر کرونا

 | تاریخ ارسال: 1399/4/29 | 

دفعات مشاهده: 841 بار   |   دفعات چاپ: 51 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر

پمفلت آموزشی - گروه نفرولوژی بیماران دارای پیوند یا گرافت ورید یا گورتکس

 | تاریخ ارسال: 1398/10/25 | 

آیا میدانید گرافت شریانی – وریدی چیست ؟

گرافت یک رگ مصنوعی است که به علت نداشتن رگ مناسب به جای فیستول جهت دیالیز توسط جراح گذاشته می شود. همچنین ممکن است از گرافت برای ترمیم عروق در نارسایی عروقی بیماران دیابتی استفاده شود .گرافت شریانی–وریدی را به طور مصطلح " گورتکس"می نامند.

آیا می دانید گرافت را در چه محلهایی قرار می دهند ؟

  • ساعد
  • بالای بازو
  • بالای ران
شایعترین عوارض گرافتها عفونت، لخته یا ترومبوز می باشد .

آیا میدانید چه موقع گرافت شما برای انجام دیالیز آماده است ؟

  • زمان آمادگی گرافت جهت انجام دیالیز ، دو هفته پس از گذاشتن رگ مصنوعی می باشد .

چگونه از پیوند یا گرافت خود مراقبت کنیم؟

  • هیچگاه اجازه ندهید از عضوی که گرافت گذاشته شده فشار خون گرفته شود.
  • اجازه ندهید در عضوی که گرافت گذاشته شده هیچگونه تزریقی انجام شود.
  • روزانه ۴ بار محل گرافت خود را لمس و از کارائی آن اطمینان حاصل کنید.
  • روزانه نبض پا و دست را لمس کنید.
  • بعد از جراحی عضوی را که گرافت شده بالا نگه دارید.
  • روزانه عضو گرافت شده را حرکت و ورزش دهید.
  • محل تزریق سوزن را از لحاظ خونریزی کنترل کنید.
  • علائم و نشانه های عفونت محل سوزن (قرمزی، تورم، درد و .....) را کنترل کنید.
  • به هیچ وجه با عضو گرافت شده وزنه سنگین بلند نکنید.
  • روی عضو گرافت شده نخوابید.
  • بعد از انجام دیالیز به مدت ۸ ساعت از دوش گرفتن و برداشتن پانسمان محل گرافت خودداری کنید .
  • در صورت خونریزی از محل سوزن مراقب باشید اطرفیان خود را آلوده نکنید . در صورت ریخته شدن خون  بر روی دیوار یا کف اتاق ، وایتکس رقیق شده روی آن بریزید و و پس از ۱۰ تا ۱۵ دقیقه محل آلودگی را با آب ساده شستشو نمایید .

دفعات مشاهده: 4488 بار   |   دفعات چاپ: 108 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر

حدیث کِساء

 | تاریخ ارسال: 1398/10/19 | 
حدیث کِساء، حدیثی در فضیلت پیامبر(ص)، علی(ع)، فاطمه(س)، حسن(ع) و حسین(ع) است. واقعه حدیث کِساء در خانه ام سلمه، همسر پیامبر روی داد. پیامبر اکرم (ص) هنگام نزول آیه تطهیر، خود و خاندان خویش را با پارچه ای پشمین (کِساء) پوشانید. امامان شیعه به این حدیث برای اثبات فضیلت و برتری خود برای به دست گرفتن خلافت مسلمانان استناد کرده اند. متن حدیثی که در برخی از مفاتیح ها به نام حدیث کساء آمده، در بخش هایی متفاوت با حدیثی است که در منابع کهن شیعی و سنی نقل شده است.
 

متن حدیث کساء

بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ

به نام خداوند بخشنده مهربان

عَنْ فاطِمَهَ الزَّهْراَّءِ عَلَیهَا السَّلامُ بِنْتِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیهِ

از فاطمه زهرا سلام اللّه علیها دختر رسول خدا صلی اللّه علیه

وَآلِهِ قالَ سَمِعْتُ فاطِمَهَ اَنَّها قالَتْ دَخَلَ عَلَی اَبی رَسُولُ اللَّهِ فی

و آله، جابر گوید شنیدم از فاطمه زهرا که فرمود: وارد شد بر من پدرم رسول خدا در

بَعْضِ الاْیامِ فَقالَ السَّلامُ عَلَیک یا فاطِمَهُ فَقُلْتُ عَلَیک السَّلامُ قالَ

بعضی از روزها و فرمود: سلام بر تو ای فاطمه در پاسخش گفتم: بر تو باد سلام فرمود:

اِنّی اَجِدُ فی بَدَنی ضُعْفاً فَقُلْتُ لَهُ اُعیذُک بِاللَّهِ یا اَبَتاهُ مِنَ الضُّعْفِ

من در بدنم سستی و ضعفی درک می کنم، گفتم: پناه می دهم تو را به خدا ای پدرجان از سستی و ضعف

فَقَالَ یا فاطِمَهُ ایتینی بِالْکساَّءِ الْیمانی فَغَطّینی بِهِ فَاَتَیتُهُ بِالْکساَّءِ

فرمود: ای فاطمه بیاور برایم کساء یمانی را و مرا بدان بپوشان من کساء یمانی را برایش آوردم

الْیمانی فَغَطَّیتُهُ بِهِ وَصِرْتُ اَنْظُرُ اِلَیهِ وَاِذا وَجْهُهُ یتَلاَلَؤُ کاَنَّهُ الْبَدْرُ

و او را بدان پوشاندم و هم چنان بدو می نگریستم و در آن حال چهره اش می درخشید همانند ماه

فی لَیلَهِ تَمامِهِ وَکمالِهِ فَما کانَتْ اِلاّ ساعَهً وَاِذا بِوَلَدِی الْحَسَنِ قَدْ

شب چهارده پس ساعتی نگذشت که دیدم فرزندم حسن وارد شد و

اَقْبَلَ وَقالَ السَّلامُ عَلَیک یا اُمّاهُ فَقُلْتُ وَعَلَیک السَّلامُ یا قُرَّهَ عَینی

گفت سلام بر تو ای مادر گفتم: بر تو باد سلام ای نور دیده ام

وَثَمَرَهَ فُؤ ادی فَقالَ یا اُمّاهُ اِنّی اَشَمُّ عِنْدَک راَّئِحَهً طَیبَهً کاَنَّها راَّئِحَهُ

و میوه دلم گفت: مادرجان من در نزد تو بوی خوشی استشمام می کنم گویا بوی

جَدّی رَسُولِ اللَّهِ فَقُلْتُ نَعَمْ اِنَّ جَدَّک تَحْتَ الْکساَّءِ فَاَقْبَلَ الْحَسَنُ

جدم رسول خدا است گفتم: آری همانا جد تو در زیر کساء است پس حسن بطرف

نَحْوَ الْکساَّءِ وَقالَ السَّلامُ عَلَیک یا جَدّاهُ یا رَسُولَ اللَّهِ اَتَاْذَنُ لی اَنْ

کساء رفت و گفت: سلام بر تو ای جد بزرگوار ای رسول خدا آیا به من اذن می دهی

اَدْخُلَ مَعَک تَحْتَ الْکساَّءِ فَقالَ وَعَلَیک السَّلامُ یا وَلَدی وَیا

که وارد شوم با تو در زیر کساء؟ فرمود: بر تو باد سلام ای فرزندم و ای

صاحِبَ حَوْضی قَدْ اَذِنْتُ لَک فَدَخَلَ مَعَهُ تَحْتَ الْکساَّءِ فَما کانَتْ

صاحب حوض من اذنت دادم پس حسن با آن جناب بزیر کساء رفت

اِلاّ ساعَهً وَاِذا بِوَلَدِی الْحُسَینِ قَدْ اَقْبَلَ وَقالَ السَّلامُ عَلَیک یا اُمّاهُ

ساعتی نگذشت که فرزندم حسین وارد شد و گفت: سلام بر تو ای مادر

فَقُلْتُ وَعَلَیک السَّلامُ یا وَلَدی وَیا قُرَّهَ عَینی وَثَمَرَهَ فُؤ ادی فَقالَ

گفتم: بر تو باد سلام ای فرزند من و ای نور دیده ام و میوه دلم فرمود:

لی یا اُمّاهُ اِنّی اَشَمُّ عِنْدَک راَّئِحَهً طَیبَهً کاَنَّها راَّئِحَهُ جَدّی رَسُولِ

مادر جان من در نزد تو بوی خوشی استشمام می کنم گویا بوی جدم رسول

اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیهِ وَآلِهِ فَقُلْتُ نَعَمْ اِنَّ جَدَّک وَاَخاک تَحْتَ الْکساَّءِ

خدا (ص)است گفتم آری همانا جد تو و برادرت در زیر کساء هستند

فَدَنَی الْحُسَینُ نَحْوَ الْکساَّءِ وَقالَ السَّلامُ عَلَیک یا جَدّاهُ اَلسَّلامُ

حسین نزدیک کساء رفته گفت: سلام بر تو ای جد بزرگوار، سلام

عَلَیک یا مَنِ اخْتارَهُ اللَّهُ اَتَاْذَنُ لی اَنْ اَکونَ مَعَکما تَحْتَ الْکساَّءِ

بر تو ای کسی که خدا او را برگزید آیا به من اذن می دهی که داخل شوم با شما در زیر کساء

فَقالَ وَعَلَیک السَّلامُ یا وَلَدی وَیا شافِعَ اُمَّتی قَدْ اَذِنْتُ لَک فَدَخَلَ

فرمود: و بر تو باد سلام ای فرزندم و ای شفاعت کننده امتم به تو اذن دادم پس او نیز با

مَعَهُما تَحْتَ الْکساَّءِ فَاَقْبَلَ عِنْدَ ذلِک اَبُوالْحَسَنِ عَلِی بْنُ اَبی طالِبٍ

آن دو در زیر کساء وارد شد در این هنگام ابوالحسن علی بن ابیطالب وارد شد

وَقالَ السَّلامُ عَلَیک یا بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ فَقُلْتُ وَعَلَیک السَّلامُ یا اَبَا

و فرمود سلام بر تو ای دختر رسول خدا گفتم: و بر تو باد سلام ای ابا

الْحَسَنِ وَ یا اَمیرَ الْمُؤْمِنینَ فَقالَ یا فاطِمَهُ اِنّی اَشَمُّ عِنْدَک رائِحَهً

الحسن و ای امیر مؤ منان فرمود: ای فاطمه من بوی خوشی نزد تو استشمام می کنم

طَیبَهً کاَنَّها راَّئِحَهُ اَخی وَابْنِ عَمّی رَسُولِ اللَّهِ فَقُلْتُ نَعَمْ ها هُوَ مَعَ

گویا بوی برادرم و پسر عمویم رسول خدا است؟ گفتم: آری این او است که

وَلَدَیک تَحْتَ الْکساَّءِ فَاَقْبَلَ عَلِی نَحْوَ الْکساَّءِ وَقالَ السَّلامُ عَلَیک

با دو فرزندت در زیر کساء هستند پس علی نیز بطرف کساء رفت و گفت سلام بر تو

یا رَسُولَ اللَّهِ اَتَاْذَنُ لی اَنْ اَکونَ مَعَکمْ تَحْتَ الْکساَّءِ قالَ لَهُ وَعَلَیک

ای رسول خدا آیا اذن می دهی که من نیز با شما در زیر کساء باشم رسول خدا به او فرمود: و بر تو

السَّلامُ یا اَخی یا وَصِیی وَخَلیفَتی وَصاحِبَ لِواَّئی قَدْ اَذِنْتُ لَک

باد سلام ای برادر من و ای وصی و خلیفه و پرچمدار من به تو اذن دادم

فَدَخَلَ عَلِی تَحْتَ الْکساَّءِ ثُمَّ اَتَیتُ نَحْوَ الْکساَّءِ وَقُلْتُ اَلسَّلامُ

پس علی نیز وارد در زیر کساء شد، در این هنگام من نیز بطرف کساء رفتم و عرض کردم سلام

عَلَیک یا اَبَتاهُ یا رَسُولَ اللَّهِ اَتَاْذَنُ لی اَن اَکونَ مَعَکمْ تَحْتَ الْکساَّءِ

بر تو ای پدرجان ای رسول خدا آیا به من هم اذن می دهی که با شما در زیر کساء باشم؟

قالَ وَعَلَیک السَّلامُ یا بِنْتی وَیا بَضْعَتی قَدْ اَذِنْتُ لَک فَدَخَلْتُ تَحْتَ

فرمود: و بر تو باد سلام ای دخترم و ای پاره تنم به تو هم اذن دادم، پس من نیز به زیر

الْکساَّءِ فَلَمَّا اکتَمَلْنا جَمیعاً تَحْتَ الْکساَّءِ اَخَذَ اَبی رَسُولُ اللَّهِ

کساء رفتم، و چون همگی در زیر کساء جمع شدیم پدرم رسول خدا

بِطَرَفَی الْکساَّءِ وَاَوْمَئَ بِیدِهِ الْیمْنی اِلَی السَّماَّءِ وَقالَ اَللّهُمَّ اِنَّ

دو طرف کساء را گرفت و با دست راست بسوی آسمان اشاره کرد و فرمود: خدایا

هؤُلاَّءِ اَهْلُ بَیتی وَخاَّصَّتی وَحاَّمَّتی لَحْمُهُمْ لَحْمی وَدَمُهُمْ دَمی

اینانند خاندان من و خواص ونزدیکانم گوشتشان گوشت من و خونشان خون من است

یؤْلِمُنی ما یؤْلِمُهُمْ وَیحْزُنُنی ما یحْزُنُهُمْ اَنَا حَرْبٌ لِمَنْ حارَبَهُمْ

می آزارد مرا هرچه ایشان را بیازارد وبه اندوه می اندازد مراهرچه ایشان را به اندوه در آورد من در جنگم با هر که با ایشان بجنگد

وَسِلْمٌ لِمَنْ سالَمَهُمْ وَعَدُوُّ لِمَنْ عاداهُمْ وَمُحِبُّ لِمَنْ اَحَبَّهُمْ اِنَّهُمْ

و در صلحم با هر که با ایشان درصلح است ودشمنم باهرکس که با ایشان دشمنی کند و دوستم با هر کس که ایشان را دوست دارد

مِنّی وَاَ نَا مِنْهُمْ فَاجْعَلْ صَلَواتِک وَبَرَکاتِک وَرَحْمَتَک وَغُفْرانَک

اینان از منند و من از ایشانم پس بفرست درودهای خود و برکتهایت و مهرت و آمرزشت

وَرِضْوانَک عَلَی وَعَلَیهِمْ وَاَذْهِبْ عَنْهُمُ الرِّجْسَ وَطَهِّرْهُمْ تَطْهیراً

و خوشنودیت را بر من و بر ایشان و دور کن از ایشان پلیدی را و پاکیزه شان کن بخوبی

فَقالَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ یا مَلاَّئِکتی وَیا سُکانَ سَمواتی اِنّی ما خَلَقْتُ

پس خدای عزوجل فرمود: ای فرشتگان من و ای ساکنان آسمانهایم براستی که من نیافریدم

سَماَّءً مَبْنِیهً وَلا اَرْضاً مَدْحِیهً وَلا قَمَراً مُنیراً وَلا شَمْساً مُضِیئَهً وَلا

آسمان بنا شده و نه زمین گسترده و نه ماه تابان و نه مهر درخشان و نه

فَلَکاً یدُورُ وَلا بَحْراً یجْری وَلا فُلْکاً یسْری اِلاّ فی مَحَبَّهِ هؤُلاَّءِ

فلک چرخان و نه دریای روان و نه کشتی در جریان را مگر بخاطر دوستی این

الْخَمْسَهِ الَّذینَ هُمْ تَحْتَ الْکساَّءِ فَقالَ الامینُ جِبْراَّئیلُ یا رَبِّ وَمَنْ

پنج تن اینان که در زیر کسایند پس جبرئیل امین عرض کرد: پروردگارا کیانند

تَحْتَ الْکساَّءِ فَقالَ عَزَّوَجَلَّ هُمْ اَهْلُ بَیتِ النُّبُوَّهِ وَمَعْدِنُ الرِّسالَهِ

در زیر کساء؟ خدای عزوجل فرمود: آنان خاندان نبوت و کان رسالتند:

هُمْ فاطِمَهُ وَاَبُوها وَبَعْلُها وَبَنُوها فَقالَ جِبْراَّئیلُ یا رَبِّ اَتَاْذَنُ لی اَنْ

آنان فاطمه است و پدرش و شوهر و دو فرزندش جبرئیل عرض کرد: پروردگارا آیا به من هم اذن می دهی

اَهْبِطَ اِلَی الارْضِ لاِکونَ مَعَهُمْ سادِساً فَقالَ اللَّهُ نَعَمْ قَدْ اَذِنْتُ لَک

که به زمین فرود آیم تا ششمین آنها باشم خدا فرمود: آری به تو اذن دادم

فَهَبَطَ الامینُ جِبْراَّئیلُ وَقالَ السَّلامُ عَلَیک یا رَسُولَ اللَّهِ الْعَلِی

پس جبرئیل امین به زمین آمد و گفت: سلام بر تو ای رسول خدا، (پروردگار) علی

الاعْلی یقْرِئُک السَّلامَ وَیخُصُّک بِالتَّحِیهِ وَالاکرامِ وَیقُولُ لَک

اعلی سلامت می رساند و تو را به تحیت و اکرام مخصوص داشته و می فرماید:

وَعِزَّتی وَجَلالی اِنّی ما خَلَقْتُ سَماَّءً مَبْنِیهً وَلا اَرْضاً مَدْحِیهً وَلا

به عزت و جلالم سوگند که من نیافریدم آسمان بنا شده و نه زمین گسترده و نه

قَمَراً مُنیراً وَلا شَمْساً مُضَّیئَهً وَلا فَلَکاً یدُورُ وَلا بَحْراً یجْری وَلا

ماه تابان و نه مهر درخشان و نه فلک چرخان و نه دریای روان و نه کشتی در

فُلْکاً یسْری اِلاّ لاَجْلِکمْ وَمَحَبَّتِکمْ وَقَدْ اَذِنَ لی اَنْ اَدْخُلَ مَعَکمْ

جریان را مگر برای خاطر شما و محبت و دوستی شما و به من نیز اذن داده است که با شما

فَهَلْ تَاْذَنُ لی یا رَسُولَ اللَّهِ فَقالَ رَسُولُ اللَّهِ وَعَلَیک السَّلامُ یا

در زیر کساء باشم پس آیا تو هم ای رسول خدا اذنم می دهی؟ رسول خدا(ص ) فرمود و بر تو باد سلام ای

اَمینَ وَحْی اللَّهِ اِنَّهُ نَعَمْ قَدْ اَذِنْتُ لَک فَدَخَلَ جِبْراَّئیلُ مَعَنا تَحْتَ

امین وحی خدا آری به تو هم اذن دادم پس جبرئیل با ما وارد در زیر

الْکساَّءِ فَقالَ لاَبی اِنَّ اللَّهَ قَدْ اَوْحی اِلَیکمْ یقُولُ اِنَّما یریدُ اللَّهُ

کساء شد و به پدرم گفت: همانا خداوند بسوی شما وحی کرده و می فرماید: ((حقیقت این است که خدا می خواهد

لِیذْهِبَ عَنْکمُ الرِّجْسَ اَهْلَ الْبَیتِ وَیطَهِّرَکمْ تَطْهیراً فَقالَ عَلِی لآَبی

پلیدی (و ناپاکی ) را از شما خاندان ببرد و پاکیزه کند شما را پاکیزگی کامل )) علی علیه السلام به پدرم گفت:

یا رَسُولَ اللَّهِ اَخْبِرْنی ما لِجُلُوسِنا هذا تَحْتَ الْکساَّءِ مِنَ الْفَضْلِ عِنْدَ

ای رسول خدا به من بگو این جلوس (و نشستن ) ما در زیر کساء چه فضیلتی (و چه شرافتی ) نزد

اللَّهِ فَقالَ النَّبِی وَالَّذی بَعَثَنی بِالْحَقِّ نَبِیاً وَاصْطَفانی بِالرِّسالَهِ نَجِیاً

خدا دارد؟ پیغمبر(ص ) فرمود: سوگند بدان خدائی که مرا به حق به پیامبری برانگیخت و به رسالت و نجات دادن (خلق )

ما ذُکرَ خَبَرُنا هذا فی مَحْفِلٍ مِنْ مَحافِلِ اَهْلِ الآَرْضِ وَفیهِ جَمْعٌ مِنْ

برگزید که ذکر نشود این خبر (و سرگذشت ) ما در انجمن و محفلی از محافل مردم زمین که در آن گروهی از

شَیعَتِنا وَمُحِبّینا اِلاّ وَنَزَلَتْ عَلَیهِمُ الرَّحْمَهُ وَحَفَّتْ بِهِمُ الْمَلاَّئِکهُ

شیعیان و دوستان ما باشند جز آنکه نازل شود بر ایشان رحمت (حق ) و فرا گیرند ایشان را فرشتگان

وَاسْتَغْفَرَتْ لَهُمْ اِلی اَنْ یتَفَرَّقُوا فَقالَ عَلِی اِذاً وَاللَّهِ فُزْنا وَ فازَ شیعَتُنا

و برای آنها آمرزش خواهند تا آنگاه که از دور هم پراکنده شوند، علی (که این فضیلت را شنید) فرمود: با این ترتیب به خدا سوگند ما

وَرَبِّ الْکعْبَهِ فَقالَ النَّبِی ثانِیاً یا عَلِی وَالَّذی بَعَثَنی بِالْحَقِّ نَبِیاً

رستگار شدیم و سوگند به پروردگار کعبه که شیعیان ما نیز رستگار شدند، دوباره پیغمبر فرمود: ای علی سوگند بدانکه مرا بحق به نبوت

وَاصْطَفانی بِالرِّسالَهِ نَجِیاً ما ذُکرَ خَبَرُنا هذا فی مَحْفِلٍ مِنْ مَحافِلِ

برانگیخت و به رسالت و نجات دادن (خلق ) برگزید ذکر نشود این خبر (و سرگذشت ) ما درانجمن ومحفلی از محافل

اَهْلِ الاَرْضِ وَفیهِ جَمْعٌ مِنْ شیعَتِنا وَمُحِبّینا وَفیهِمْ مَهْمُومٌ اِلاّ

مردم زمین که در آن گروهی از شیعیان و دوستان ما باشند و در میان آنها اندوهناکی باشد جز

وَفَرَّجَ اللَّهُ هَمَّهُ وَلا مَغْمُومٌ اِلاّ وَکشَفَ اللَّهُ غَمَّهُ وَلا طالِبُ حاجَهٍ اِلاّ

آنکه خدا اندوهش را برطرف کند و نه غمناکی جز آنکه خدا غمش را بگشاید و نه حاجتخواهی باشد جز آنکه

وَقَضَی اللّهُ حاجَتَهُ فَقالَ عَلِی اِذاً وَاللَّهِ فُزْنا وَسُعِدْنا وَکذلِک

خدا حاجتش را برآورد، علی گفت: بدین ترتیب به خدا سوگند ما کامیاب و سعادتمند شدیم و هم چنین

شیعَتُنا فازُوا وَسُعِدُوا فِی الدُّنْیا وَالاْخِرَهِ وَرَبِّ الْکعْبَه

سوگند به پروردگار کعبه که شیعیان ما نیز رستگار شدند


دفعات مشاهده: 1440 بار   |   دفعات چاپ: 48 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر

اشتباهات آموزنده

 | تاریخ ارسال: 1398/10/15 | 
در رستورانی در استرالیا ، گروهی ماهیگیر دو رهم جمع شده و در حال خوردن قهوه و گپ زدن بودند.
درست در لحظه ای که یکی از ماهیگیران با دستش در حال نشان دادن اندازه ماهی بزرگی بود که از تورشان در رفته بود ، پیشخدمتی از کنار او گذشت و ضربه دست او باعث شد  که قهوه داخل لیوان به دیوار سفید رستوران پاشیده شود و لکه آن شروع به پایین آمدن از روی دیوار کند .
پیشخدمت با دیدن منظره بی درنگ دستمالی از پیشبند خود کشید و به تمیز کردن آن پرداخت ، اما لکه قهوه ای از روی دیوار زدوده نشد .
در آن لحظه ، مردی از پشت یکی از میزهای رستوران بلند شد و به سمت لکه سیاه رفت . او یک مداد شمعی از جیب خود درآورد و در حالی که همه به او خیره شده بودند ، شروع به کشیدن طرحی روی لکه سیاه کرد .
چند دقیقه ای نگذشته بود که تصویر زیبایی از یک گوزن با شاخ های بلند روی آن دیوار نقش بست .
مرتکب اشتباه شدن در زندگی همه ما وجود دارد ، اما در زندگی هستند کسانی که اشتباه را با آغوش باز می پذیرند ، آن را تغییر می دهند و به چیزی دلپذیر تبدیل می کنند .


تهیه کننده : مریم شعبانی - کارشناس فناوری اطلاعات
مرکز فوق تخصصی شهید هاشمی نژاد


دفعات مشاهده: 1129 بار   |   دفعات چاپ: 80 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر

سایر مطالب این بخش
حدیث کِساء - 1398/10/19 -